مجموعه مطالبي درباره قهرمان‌هاي قديمي و جديد سينماي اكشن به بهانه نمايش دومين قسمت فيلم Expendables

روياهاتو فراموش نكن

هيچ‌وقت نمي‌شود اين را انكار كرد كه اولين و بزرگ‌ترين وظيفه سينما «سرگرمي» است. اگر نبود اين سرگرم شدن، مدت‌ها بود كه بساط هرچه سينما و سينماچي است برچيده شده بود و بعد از گذشت بيش از صد سال، امروزه اين هنر/ صنعت چنين جايگاه قدرتمندي در معادلات سياسي/ اقتصادي/ فرهنگي جهان بازي نمي‌كرد. همين وجه سرگرمي و غرق شدن در روياهاست كه خيلي از سينمادوستان و منتقدان فعلي را كه ناجوانمردانه فيلم‌هاي اكشن را تقبيح مي‌كنند عاشق سينما كرده است. درست است كه فيلم‌هاي گودزيلايي، تارزان، علي‌بابا، يا فيلم‌هاي قديمي همين اكشن‌كارهاي كهنه‌كار اين پرونده را نمي‌شود الان با همان شوروحال گذشته تماشا كرد، اما نمي‌شود نقش تاريخي و نوستالژيك آن‌ها در خاطره جمعي سينمادوستان را ناديده گرفت. فيلم‌هاي اكشن هميشه منطبق با روح زمانه‌شان بوده‌اند و با دنبال كردن سير تاريخي آن‌ها مي‌شود به ديدگاه خوبي در مورد مسائل فرهنگي و جامعه‌شناسي يك ملت رسيد. يك مثال خوب فيلم‌هاي بورن است. در سال 1988 «هويت بورن» به شكل يك ميني سريال با يك تيم سازنده درست‌وحسابي ساخته شد اما هيچ توجهي به خودش جلب نكرد. اما همين كتاب وقتي در سال 2002 و بعد از حادثه يازده سپتامبر كه به هويت آمريكايي‌ها ضربه زد ساخته شد، به فيلمي پرفروش تبديل شد كه تا به حال سه دنباله هم برايش ساخته شده است.

از طرف ديگر، فيلم‌هاي اكشن موفق شده‌اند به‌خوبي در همه مدل ژانر ديگر ادغام شوند و به آن‌ها وجه سرگرم‌كنندگي بيش‌تري ببخشند. تريلر، كمدي، تاريخي، وسترن، هارور، جنگي و ورزشي ژانرهايي هستند كه مي‌شود نمونه‌هاي خوبي از تلفيق ژانر اكشن با آن‌ها بيرون كشيد. اما شايد مهم‌ترين ژانري كه در طول تاريخ سينما بيش‌ترين و اثرگذارترين تلفيق با اكشن را داشته و از قضا مورد سنگين‌ترين بي‌مهري‌ها هم قرار گرفته ژانر علمي تخيلي است؛ ژانري كه قدمتش به اولين روزهاي اختراع سينما برمي‌گردد و بيش‌ترين نسبت را با جوهره اصلي سينما، كه همان غرق شدن در روياهاست، دارد. مشخص نيست آن‌ها كه دم از كندن از واقعيت دوروبرشان مي‌زنند و مي‌خواهند در دنياي سينما كه با دنيايي كه مي‌شناسند فرق دارد غرق شوند، چه‌طور اين ژانر قديمي و محبوب را تقبيح مي‌كنند؟ زماني در همين ايران خودمان و در روزهاي اوج داغ بودن و شهرت «ترميناتور2»، كه نمونه‌اي بي‌نظير از تركيب دو ژانر اكشن و علمي تخيلي است، اگر در محافل جدي از فيلم تعريف مي‌كردي مورد تمسخر جمع قرار مي‌گرفتي و به طور كل اگر در فيلمي تيري شليك مي‌شد يا ريتم فيلم پرهيجان بود، اتوماتيك به فيلم پيش‌پاافتاده و مبتذلي تبديل مي‌شد. خوش‌بختانه اين روزها با انفجار اطلاعات و دسترسي سينمادوستان به اتفاق‌ها و ديدگاه‌هاي روز سينما، اين طرز تفكر ناميمون تا حدودي اصلاح شده اما هنوز رد پايش باقي مانده است. هنوز هم به جرم علمي تخيلي يا اكشن بودن فيلم‌هاي تاريخ‌ساز و پرفروشي مثل «آواتار» و «تلقين» مردود اعلام مي‌شوند. اما در آن طرف دنيا منتقدين اين فيلم‌ها را روي سرشان مي‌گذارند و تماشاگران سال‌هاي نمايش را پر مي‌كنند. حتي خيلي از محبوب‌ترين فيلم‌هاي همين قهرمانان اكشن اين پرونده متعلق به ژانر علمي تخيلي يا فانتزي است. معلوم نيست چند سال ديگر بايد بگذرد تا در كشور ما هم اين تقبيح ناجوانمردانه ژانرهاي اكشن و علمي تخيلي ريشه‌كن شود…

 

عضله‌هايي كه با من دويده‌اند

اين‌ها قهرمان‌هاي قديمي و جديد اكشن هستند. قهرماناني كه حتي جديدهاي‌شان نسبتي با حال‌وروز الان ندارند. هرچه اكشن‌هاي اين روزها قهرماناني دارند كه در راهي كه در پيش گرفته‌اند با شك و ترديد دست و پنجه نرم مي‌كنند – بارزترين نمونه‌هايش هم جيمز باندهاي دانيل كريگ و بتمن‌هاي كريستوفر نولان – اين‌ها محصول تفكر و سليقه‌اي هستند كه به قهرمان اجازه ترديد نمي‌دهد. او بايد با عزمي راسخ از دشمن نهراسد، به دل تاريكي بزند، دشمنان را نابود كند و افراد مورد نظر را نجات بدهد. لازم به ذكر است كه تعداد فيلم‌ها شامل همه آثار به نمايش درآمده اين قهرمانان است: از حضورهاي كوتاه سينمايي تا سريال‌هاي تلويزيوني و صداپيشگي.

جيسن استاتام

متولد: 1967

تعداد فیلم: 35

شمایل: رزمي‌كار خشن، چست و ‌چابك و خونسرد

فیلمی که ازش خاطره داریم: «ترانسپورتر»

فیلم‌های «مجهور و خاص‌پسند»: «قفل گلنگدن، قنداق تفنگ و لوله‌هايي كه از آن‌ها دود بيرون مي‌آيد»، «قاپ‌زني»

پرفروش­ترین فیلم: «شغل ایتالیایی» با فروش 106 میلیون دلاري در آمریکای شمالی.

بهترین فیلم از نظر منتقدان و سینماروها: دو فیلم اول استاتام که فيلم‌هاي گای ریچی بوده منتقدپسندترین فیلم­های او هستند. «قاپ­زنی» در حال حاضر رتبه 112 را در سایت آی‌ام‌دی‌بی دارد.

جایزه­ها: استاتام تا به حال نه جایزه­ای برده و نه حتی نامزد جایزه­ای بوده است؛ حتی تمشک طلایی.

رمق باقی­مانده: 1 از 5؛ مدت­هاست که فیلم خوب و راضی­کننده­ای با بازی استاتام در نقش اصلی به نمایش درنیامده تا شمایل او به عنوان قهرمان اکشني که می­تواند یک­نفره بار یک فیلم را به دوش بکشد تا حد زیادی خدشه­دار شود.

جيسن استاتام كارش را در فيلم‌هايي شروع كرد كه هيچ ربطي به آن‌چه الان هست ندارد. دو فيلم‌ عجيب‌وغريب گاي ريچي با داستان‌هاي موازي و طنز ظريف‌شان در پايان هزارة دوم جايي است كه استاتام جوان كارش را شروع كرد. اين دو فيلم بازخوردهاي نسبتا خوبي گرفتند و راه استاتام را به هاليوود باز كردند تا در فيلم «بي‌همتا» زير سايه جت لي بازي در فيلم‌هاي اكشن را شروع كند. اما سكوي پرتاب او و فيلمي كه باعث شد همه در جهان و ايران او را بشناسند «ترانسپورتر» در سال 2002 بود. اين فيلم به دو دليل استاتام را به ستاره اكشني تبديل كرد كه مي‌تواند در نقش اول يك فيلم ظاهر شود: اول اين‌كه اين فيلم پر از صحنه‌هاي تعقيب‌وگريز با اتومبيل است كه يكي از تفريح‌هاي اصلي خود استاتام به حساب مي‌آيد و مهم‌تر از آن صحنه‌هاي بزن‌بزن رزمي درجه يكي دارد كه كوري يوئن معروف مسئول طراحي آن‌ها بوده است. به اين ترتيب، «ترانسپورتر» يك قهرمان رزمي‌كار كاردرست و خوش‌استيل كاريزماتيك را به دنيا معرفي كرد كه مثل قهرمانان كونگ‌فوي هنگ‌كنگي مبارزه مي‌كرد و مسلما قدرت بازيگري‌اش خيلي بيش‌تر از آن‌ها بود. متاسفانه استاتام نتوانست از موفقيت اين فيلم درست بهره‌برداري كند و با قبول بازي در هر فيلمي كه به‌ش پيشنهاد مي‌شد، چوب حراج به داشته‌هايش زد. حتي قسمت‌هاي دوم و سوم «ترانسپورتر» هم به هيچ وجه نتوانستند روزگار خوش گذشته را برايش تكرار كنند. البته از بين انبوه فيلم‌هايي كه او در اين 10 سال بازي كرده مي‌توان به فيلم‌هاي اكشن خوبي مثل «شغل ايتاليايي» و «تلفن همراه» هم اشاره كرد كه البته استاتام در آن‌ها نقش اصلي را بازي نمي‌كند.

 

آرنولد شوارتزنگر

متولد: 1947

تعداد فیلم: 43

شمایل: قوي‌هيكل، خوش­بدن، بی­احساس (یا کم­احساس)

فیلمی که ازش خاطره داریم: «ترميناتور2»

فیلم‌های «مهجور و خاص‌پسند»: ترميناتور

پرفروش­ترین فیلم و بهترین فیلم از نظر منتقدان و سینماروها: بی­شک شاهکار تکرارنشدنی «ترمیناتور2: روز داوری» که در سراسر دنیا 520 میلیون دلار فروخته است.

جایزه­ها: آرنولد در سال 1976 برای بازی در «گرسنه بمان» جایزه بهترین بازیگر مرد تازه­وارد را دریافت کرد و در سال 1995 نامزد همین جایزه در رشته بهترین بازیگر مرد کمدی/ موزیکال برای «جونیور» بوده است. او 8 بار نامزدی تمشک طلایی هم دشت کرده و در سال 2004 این جایزه را به عنوان بدترین بازنده تمشک طلایی به دست آورده است.

رمق باقی­مانده: ؟؟؟؟ تکلیف آرنولد که بازیگری را کنار گذاشته بود سال بعد معلوم می­شود که سه فیلم اکشن با بازی او در نقش اصلی اکران می­شود. با حضورهای کوتاه او در فیلم­های اخیرش نمی­شود درباره شمایلش قضاوت کرد.

آرنولد با آن قهرماني­هاي پي‌درپي در ورزش پرورش اندام و آن فرمانداري كاليفرنيا نيازي به معرفی ندارد. جوان يك‌لاقبايي كه نمي‌توانست درست انگليسي صحبت كند، از اتريش به هاليوود آمد و فقط با تكيه بر توانايي‌هاي خودش پله‌هاي ترقي را چندتا يكي طي كرد تا به جايگاه رفيع هنري/ اقتصادي/ سياسي الانش برسد. سير صعودي آرنولد در زندگي‌اش و مطالعه زندگي‌نامه‌اش مي‌تواند براي همه كساني كه دنبال انگيزه مي‌گردند تا به دنبال آرزوهاي‌شان بروند مفيد باشد. آرنولد در سال 1982 و بعد از اين‌كه در چند فيلم كم‌اهميت بازي كرد، با «كونان بربر» به شهرت رسيد و در فضاي مردانگي‌زده (!) ده هشتاد ميلادي شمايلي شد از مرد آرماني ورزيده و خشن. اما آن‌چه زندگي او را متحول كرد آشنايي و رفاقتش با جيمز كامرون و بازي در نقش منفي اولين قسمت «ترميناتور» بود كه در زمان خودش آن‌چنان كه بايد ديده نشد و بعد از موفقيت بي‌سابقه «ترميانتور2» ارزش‌هايش كشف شد. اما «ترميناتور2» داستان ديگري دارد. اين فيلم مثل كتاب مقدس اكشن‌بازها و فيلم‌دوستاني است كه دهه‌هاي 50 و 60 به دنيا آمده‌اند. دوراني كه فيلم‌هاي ويدئويي به صورت زيرميزي دست به دست مي‌شدند و از هر كسي كه نوار وي‌اچ‌اس مي‌گرفتيد حتما يك عدد «ترميناتور2» هم تويش بود. آرنولد در اين فيلم چنان شمايل ماندگار و محبوبي از خودش نشان داد و چنان انسان و ماشين را در هم ادغام كرد كه فقط همين يك فيلم هم كافي بود كه تا ابد در حافظه تاريخ ثبت شود. اما او اكشن‌هاي خوب و ماندگار ديگري مثل «غارتگر» و «يادآوري كامل» را هم در كارنامه دارد.

 

جت لي

متولد: 1963

تعداد فیلم: 44

شمایل: فرز، استاد واقعی هنرهای رزمی، پای­بند به اصول اخلاقی

فیلمی که ازش خاطره داریم: «مشت افسانه­ای»

فیلم‌های «مهجور و خاص‌پسند»: «بوسه اژدها»، «دنی سگه»

پرفروش­ترین فیلم: «اسلحه مرگ­بار4» که جت لی در آن نقش مکمل دارد با فروش 285 دلاری در کل دنیا پرفروش‌ترین فیلمش بوده است.

بهترین فیلم از نظر منتقدان و سینماروها: «قهرمان» ساخته ژانگ ییمو محصول 2004

جایزه­ها: جت لی اگر جایزه‌ای برده از جشنواره­ها و انجمن­های آسیایی بوده. او برای فیلم­های «خدایان جنگ» (2007) و «بی­باک» (2006) جایزه بهترین بازیگر مرد را از همین جشنواره­ها دریافت کرده است.

رمق باقی­مانده: 2 از 5: جت لی هنوز سرحال است و بدن آماده­ای دارد اما مدت­هاست نه فیلم­های هالیوودی­اش و نه آسیایی­هایش نتوانسته­اند توانایی­های او را تمام­وکمال به پرده منتقل کنند.

درست است که «مشت افسانه­ای» محصول 1994 را به عنوان فیلم نمونه­ای جت لی آورده­ایم اما واقعیت این است که برای ما همه فیلم­هایی که او در دهه­های 80 و 90 میلادی در هنگ­کنگ بازی کرده و دو استاد بزرگ طراحی سکانس­های کاراته­ای یعنی یوئن وو پینگ و کوری یوئن روی بزن­بزن­های­شان کار کرده بودند خاطره­سازی کرده­اند و باعث علاقه­مند شدن خیلی­ها به [فیلم­های] هنرهای رزمی شده­اند. این فیلم­ها که یکی­درمیان به انگلیسی هم دوبله شده بودند روی وی­اچ­اس دست به دست می­چرخیدند. حضور جدی جت لی که مشخص بود در فیلم­هایش بدلکار ندارد و خودش با انرژی تمام همه را تارومار می­کند باعث شده بود حرکات محیرالعقول او که همه قوانین فیزیک را به چالش می­کشید آزاردهنده نباشد. «مشت افسانه­ای» ادای دین لی به استادش بروس لی و در حال­وهوای یکی از فیلم­های او بود و باعث شد تماشاگران بین­المللی این جوان ریزنقش کونگ­فوکار را بشناسند. برادران (سابق) واچوفسکی که رسما اعلام کرده­اند این فیلم ار می­پرستند، استاد پینگ را از همین فیلم به سر صحنه «ماتریکس»شان آوردند تا طراحی سکانس­های رزمی را انجام بدهد. خود لی هم اولش با «اسلحه مرگبار4» (1998) و زیر سایه مل گیبسن توجه آمریکایی­ها را جلب کرد و بعدش با «رومئو باید بمیرد» و «بوسه اژدها» در نقش اصلی درخشید. درست است که فیلم­های او در هالیوود هیچ­وقت به خوبی فیلم­های هنگ­کنگی­اش نبوده و هالیوودی­ها بجز استثناهایی مثل «دنی سگه» اجازه قدرت­نمایی تمام­وکمال را به­ش نداده­اند، اما جت لی توانسته تعادل بین فیلم­های هالیوودی و هنگ­کنگی­اش را حفظ کند و مثلا در سال 2006 فیلم کاراته­ای خوبی مثل «بی­باک» را به دوست­داران سبک قدیمی فیلم­های رزمی عرضه کند.

 

بروس ویلیس

متولد: 1955

تعداد فیلم: 88

شمایل: سرسخت و در عین حال خونسرد، اهل شوخی و تکه­پرانی

فیلمی که ازش خاطره داریم: «جان­سخت»، «پالپ فیکشن»

فیلم‌های «مهجور و خاص‌پسند»: «دوازده میمون»، «عنصر پنجم»

پرفروش­ترین فیلم: «حس ششم» با فروش 293 ميليون دلاري فقط در آمريكاي شمالي.

بهترین فیلم از نظر منتقدان و سینماروها: با فاصله زياد «پالپ فيكشن» جناب تارانتينو كه رتبه چهارم برترين فيلم‌هاي آي‌ام‌دي‌بي را در اختيار دارد.

جایزه­ها: بروس ويليس جايزه‌هاي ريزودرشت زيادي برده كه مهم‌ترينش گلدن گلوب براي سريال «دوشغله بودن» در سال 1987 است. اما او هم از گزند تمشكي‌ها در امان نبوده و در سال 1998 براي هر سه فيلمي كه از او اكران شد اين جايزه را دشت كرد.

رمق باقي‌مانده: 3 از 5؛ با این­که سن و سالی از ویلیس گذشته هنوز «آن» یک قهرمان اکشن را دارد. هنوز سرسختی و راحتی او جلوی دوربین، حتی در فیلم­های بدش، جذاب است. آخرین «جان­سخت» یک بازگشت موفقیت­آمیز برایش بود و «جان­سخت» بعدی سال بعد اکران می­شود.

بروس ویلیس آن قدر فیلم­های خوب غیراکشن مثل «حس ششم» بازی کرده و آن قدر در همان اکشن­ها هم بازی­های روان و خوبی ارائه داده که بر خلاف دیگر اکشن­کارهای این مجموعه، یک بازیگر درست­وحسابی هم محسوب می­شود. بازیگری که حضورش در هر فیلم وزنه­ای برای آن فیلم است. بی­شک مهم­ترین شمایل ویلیس در فیلم­های اکشن همان جان مک­لین معروف مجموعه فیلم­های «جان­سخت» است که موفقیت آخرین فیلم به نمایش درآمده­اش در سال 2007 به نام «آزادانه زندگی کن یا سخت بمیر» نشان داد که این گرگ تنها هنوز هم می­تواند در متن سکانس­های عظیم اکشن حضور داشته باشد و از همه آن­ها جان سالم به در ببرد و در عین حال تکه هم بیندازد. تازه قسمت پنجم این فیلم­ها به نام «روز خوبی برای جان­سخت» هم در راه است. بروس ویلیس با اولین «جان­سخت» شمایل جدیدی از یک قهرمان اکشن ارائه داد که بر اکشن­های بعد از خودش تاثیر زیادی گذاشت: یک قهرمان تنها و بدون وردست که همه چیزش (از جمله خانوده­اش) را فدای شغلش به عنوان پلیس کرده، کارش را جدی می­گیرد و تا آخرین لحظه­ها هم امیدش را از دست نمی­دهد و از همه مهم­تر هرگز یادش نمی­رود که در اوج صحنه­های اکشن هم «کول» باشد. ویلیس در مجموع کارنامه حرفه­ای تقریبا متعادلی دارد؛ هم کمدی بازی کرده هم علمی­خیالی و هم ملودرام. او به شکلی ثابت فیلم­های توجه­برانگیز، خوب و حتی شاهکاری در کارنامه دارد. حضور کاریزماتیک او در فیلم هر کارگردانی، چه اکشن­ساز باشد چه نباشد، غنیمتی برایش به حساب می­آید.

 

ژان­کلود ون­دام

متولد: 1960

تعداد فیلم: 46

شمایل: رزمي‌كار سرسخت درگیری­های خونین

فیلمی که ازش خاطره داریم: «رینگ خونین»

فیلم‌های «مجهور و خاص‌پسند»: «ژ.ک.و.د»

پرفروش­ترین فیلم: «سرباز جهانی» (1992) و «مبارز خیابانی» (1994) با فروش­های 101 و 104 میلیون دلاری در سراسر دنیا پرفروش­ترین فیلم­های ون­دام بوده­اند.

بهترین فیلم از نظر منتقدان و سینماروها: ون­دام و فیلم­هایش، حتی در دوران اوج­شان، هیچ­وقت مورد توجه منتقدین نبوده­اند. فیلم خودویرانگرانه «ژ.ک.و.د» در سال 2008 بهترين بازخوردها را از طرف منتقدين دريافت كرده است.

جایزه­ها: مهم­ترین جایزه­ای که ون­دام گرفته تمشک طلایی سال 1998 برای بدترین زوج سینمایی بوده که به طور مشترک با همبازی­اش در «تیم دوگانه» دریافت کرده است. او در سال 1989 نامزد بدترین ستاره نوظهور همین جوایز برای «رینگ خونین» هم بوده است.

رمق باقی­مانده: 0 از 5؛ عکس پروفایل ون­دام در سایت آی ام دی بی که مربوط به جوانی­هایش است و فیلمی که در سال 2008 و در نقش خودش بازی کرد، اعتراف خود اوست به این­که دورانش به عنوان قهرمان اکشن به سر آمده است.

ژان­کلود ون­دام بلژیکی یکی از پاهای ثابت وی­اچ­اس­هایی بود که دهه پنجاه و دهه شصتی­ها دست به دست می­کردند. ون­دام که در عالم واقعیت هم قهرمان ورزش­هایی مثل کیک­بوکسینگ، فول کنتاکت و سمی کنتاکت بود با تکیه بر توانایی­های رزمی­اش توانست سبک خاصی برای خودش پیدا کند و طرف­داران زیادی در سراسر جهان دست­وپا کند. در ایران، «رینگ خونین» او باعث شد فیلم­های «فرانکی» کلی طلبه پیدا کند. نمی­شود این را انکار کرد که فیلم­های مهم او در دوران اوجش در سینما مثل «رینگ خونین»، «کیک­بوکسر» و «دوقلوها» («ضربه دوگانه») باعث شد خیلی از جوانان انرژیتیک جویای هیجان، به سمت این ورزش­های رزمی جدید کشیده شوند. ون­دام یک ضربه لگد مخصوص به خودش هم داشت که یک جور امضای شخصی­اش پای فیلم­ها به حساب می­آمد. فیلم­های ون­دام محصول بی­چون و چرای زمانه­شان بودند و دقیقا به همین دلیل تب اولیه ورزش­های رزمی جدید که فروکش کرد، محبوبیت او و فیلم­هایش هم تقریبا به طور کامل از بین رفت. «ژ.ک.و.د» که در سال 2008 به نمایش درآمد، حدیث نفس اوست. ون­دام در نقش خودش شمایل یک قهرمان اکشن از دور خارج­شده را نشان داد که اعتراف­ می­کند حتی در دوران اوج محبوبیت هم روزهای خوشی را سپری نکرده است و شهرت با همه جذابیتش دردسرهای زیادی برای او ایجاد کرده است؛ چه برسد به الان که دیگر کسی سراغی از او نمی­گیرد. شاید اگر ون­دام قدرت بازیگری بیش­تری داشت یا با کارگردان­های بهتری همکاری می­کرد، بعد از به پایان رسیدن دوران فیلم­های فول کنتاکت این چنین محو نمی­شد.

 

سیلوستر استالون

متولد: 1946

تعداد فیلم: 59

شمایل: رمبو، راکی

فیلمی که ازش خاطره داریم: «اولین خون»، «راکی»

فیلم‌های «مجهور و خاص‌پسند»: «پلیس­آباد»

پرفروش­ترین فیلم: قسمت دوم «رمبو: اولین خون» در سال 1985 با فروش 150 میلیون دلاری­اش در آمریکای شمالی پرفروش­ترین فیلم استالونه است. اگر تورم را هم در نظر بگیریم این رقم خیلی بیش­تر از این­ها هم خواهد شد.

بهترین فیلم از نظر منتقدان و سینماروها: بدون هیچ شک و شبهه­ای «راکی». این فیلم سه جایزه اسکار اصلی سال 1976 را دريافت كرد و دو نامزدی اول و آخر اسکار را هم برای استالونه به ارمغان آورد. «راکی» رتبه 200 را در فهرست بهترین فیلم­های تاریخ در سایت آی­ام­دی­بی در اختیار دارد.

جایزه­ها: بجز «راکی» که نامزدی­های اسکار و گلدن گلوب در رشته­های بازیگری و فیلم­نامه­نویسی را برای استالونه به همراه داشت، مهم­ترین جایزه مثبت او بهترین بازیگر جشنواره استکهلم در سال 1997 برای «پلیس­آباد» بود. اما استالونه مهمان همیشگی جوایز تمشک طلایی بوده و بزرگ­ترین جوایزش در این زمینه بدترین بازیگر مرد دهه هشتاد در سال 1990 و بدترین بازیگر مرد قرن بیستم در سال 2000 برای 99.5 درصد فیلم­هایی که بازی کرد بوده است.

رمق باقی­مانده: 2 از 5؛ ذات زمانه ما جوری است که قهرمان­بازی­های مدل راکی و رمبو نمی­تواند به یک جریان یا پدیده تبدیل شوند. اما سرسختی استالونه که انگار از کاراکترهای نمایشی­اش به خودش هم سرایت کرده برای روشن نگه داشتن شعله این جور فیلم­ها ستودنی است.

استالونه پیش­کسوت همه قهرمان­های اکشن 50 سال اخیر محسوب می­شود. او از سال 70 وارد سینما شد و قبل از این­که در سال 1976 با «راکی» نامزد اسکار شود و شمایل یک بوکسور سرسخت و غیرتی را به­یادگار بگذارد، نقش­های کوتاهی در «موزها»ی وودی آلن و «بدرود محبوبم» هم بازی کرده است. بعدش هم که با «اولین خون» و نقش جان رمبو نقش کهنه­سرباز تنهای همه­فن­حریف که می­تواند همه دشمنان را یک­تنه از پا در­آورد را به شمایل قبلی­اش اضافه کرد. او چنان شمایل­های محبوب و ماندگاری ساخته که کلمه­های «رمبو» و «راکی» یک جورهایی وارد فرهنگ لغات شده­اند. او به عنوان یک سینماگر هم یک آدم همه­فن­حریف است و بجز بازیگری، کارگردانی، تهیه­کنندگی، فیلم­نامه­نویسی، صداپیشگی و حتی خوانندگی را هم تجربه کرده است. «راکی» و «رمبو» محصولات دیگری از دورانی بودند که سینما نیاز به یک قهرمان اکشن یکه­بزن با دز بالای هورمون­های مردانه داشت و استالونه کسی بود که در زمان مناسب در جای مناسب قرار گرفت. اما طبعا با تمام شدن دوران قهرمان­هایی که دشمنان را به رگبار می­بستند و مثل برگ خزان به زمین می­ریختند، دوران حرفه­ای استالونه هم رو به افول گذاشت. اما شاید همان همه­فن­حریفی استالونه باعث شد که کاملا از تک­وتا نیفتد. او توانست در کنار رابرت دنیرو و آنتونی کویین بازی کند و اکشن­های خوبی مثل «صخره­نورد» را هم به کارنامه­اش اضافه کند. واقعا باید همت والای او را ستود که یک­تنه توانست در قرن 21 با فیلم­هایی قابل­قبول راکی و رمبو را احیا کند و از طرف دیگر شمایل­های برتر اکشن در دهه­های گذشته و الان را کنار هم جمع کند.

اين مجموعه با كمي تغيير در شماره 386 هفته نامه همشهري جوان منتشر شده است.

 

 

 

 

 

این نوشته در همشهري جوان ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به مجموعه مطالبي درباره قهرمان‌هاي قديمي و جديد سينماي اكشن به بهانه نمايش دومين قسمت فيلم Expendables

  1. امیر می‌گوید:

    این قسمتش جالبه:
    “زماني در همين ايران خودمان و در روزهاي اوج داغ بودن و شهرت «ترميناتور2»، كه نمونه‌اي بي‌نظير از تركيب دو ژانر اكشن و علمي تخيلي است، اگر در محافل جدي از فيلم تعريف مي‌كردي مورد تمسخر جمع قرار مي‌گرفتي و به طور كل اگر در فيلمي تيري شليك مي‌شد يا ريتم فيلم پرهيجان بود، اتوماتيك به فيلم پيش‌پاافتاده و مبتذلي تبديل مي‌شد. خوش‌بختانه اين روزها با انفجار اطلاعات و دسترسي سينمادوستان به اتفاق‌ها و ديدگاه‌هاي روز سينما، اين طرز تفكر ناميمون تا حدودي اصلاح شده اما هنوز رد پايش باقي مانده است. ”
    قابل توجه بعضی ها که تا میگی جنگ ستارگان، می گن:” اه اون فیلم بی کلاسو می گی”

  2. غزاله می‌گوید:

    چه جالب.من تو همشهری جوان مطالب شما رو میخوندم.الان به طور اتفاقی با این سایت آشنا شدم.
    دوست دارم که به طور خاصی به فیلم ها میپردازید.
    اگه ممکنه فیلم هایی رو که میبینید رو با یه نقد چند خطی معرفی کنید.
    قبلا ها من وبلاگ آقای امیر عزتی رو میخوندم و فیلم هایی رو که نقد مثبتی داشتند رو به توصیه ایشون میدیدم و لذت میبردم.اما ایشون دیگه نمینویسن.
    شما اینکارو نمیکنین؟

    • هومن داودي می‌گوید:

      از لطفي كه به من داريد ممنونم. اين كاري رو كه ميگيد توي فيسبوك انجام ميدم و فيلمهايي رو كه مي بينم معرفي مي كنم. اما توي همشهري جوان بايد فيلمهايي كه ارزش ديدن رو دارن معرفي كنم. توي سايتم هم مطالب چاپ شده‌ام رو ميزارم. خوشحال ميشم اگه نوشته هاي من بتونه به فيلم ديدن شما كمك كنه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>