
رقابت همچنان كار مردانهاي است
جشنواره كن هم مثل همه جشنوارهها و مراسم سينمايي ديگر، هميشه پربار نيست. اما ظاهرا كن امسال – كه از 16 تا 27 مي (27 ارديبهشت تا 7 خرداد) – برگزار ميشود از آن خوبهايش است. امسال بر خلاف چند سال گذشته فيلم پرسروصدايي براي افتتاحيه انتخاب نشده و رياست هيأت داوران را هم – باز هم بر خلاف چند سال قبل – به يك غيرآمريكايي دادهاند. ناني مورتي ايتاليايي كه فيلمساز محبوب تلويزيون و سينماي ايران است و تا به حال چندتا از فيلمهايش از تلويزيون پخش شده يا روي پرده سينماها رفته (نمونة آخرش «ما يك پاپ داريم» (2011) او است كه بعد از شروع دوباره اكران فيلمهاي خارجي در سينماهاي ايران جزو اولين گزينهها بود)، رييس هيات داوران كن امسال است. رييس خود كن هم كه به روال چند سال گذشته تيِري فِرمو است.
با بودن كارگردانهايي مثل هانكه، اوديار، دومينيك و كيارستمي در فهرست فيلمهاي اصلي، شصتوپنجمين دوره جشنواره كن فهرست كنجكاويبرانگيز و درجه يكي رو كرده است. 4 تا از كارگردانهايي كه امسال در بخش اصلي فيلم دارند، قبلا يك بار نخل طلا را به خانه بردهاند. با اينكه كن كلا جشنواره هنريپسندي (البته در معني منفياش) است و در سالهاي اخير نخل طلايش را به آثاري مثل «درخت زندگي» يا «عمو بونمي» داده كه تا آخر نگاه كردنشان صبر ايوب ميطلبد و بعدش هم هيچ چيز ويژهاي دستگير تماشاگر نميشود، اما يادمان نميرود همين كن بود كه با دادن جايزههاي اصلياش به كارگردانهايي مثل كوئنتين تارانتينو و گييرمو دلتورو باعث شد مسير فيلمسازي آنها هموار شود.
در فهرست جذاب كن امسال چند نكته كمي تا قسمتي منفي هم هست: در بين اين همه اسم معتبر در بخش اصلي، هيچ كارگردان زني ديده نميشود تا ثابت شود رقابت همچنان كار مردانهاي است. فيلم «استاد» پل تامس اندرسن كه فيلمهايي عالي مثل «خون به پا خواهد شد» و «ماگنوليا» را ساخته به جشنواره نرسيد. فيلم جديد تارانتينو، «جانگوي زنجيرپارهكرده» هم همين طور. از همه نااميدكنندهتر اينكه فيلمهاي جديد دو غول فيلمسازي شرق يعني «استاكر» پارك چان-ووك و «استاد بزرگ» ونگ كار-واي صلاحيت حضور در جشنواره را پيدا نكردند! از طرف ديگر، خوشبختانه فيلمهاي! جديد ترنس ماليك هم به جشنواره نرسيده است. ماليك كه بعد از بردن نخل طلا همه آن تريپهاي كمكاري و گزيدهكاري را فراموش كرده، دارد چندتا چندتا فيلم ميسازد.
دست كنيها آن قدر پر بوده كه براي نمايشهاي نيمهشب فيلمهاي باحالي مثل «دراكولاي سهبعدي» داريو آرجنتو را گذاشتهاند و فيلمهاي شاخصي هم در بخش خارج از مسابقه و نمايشهاي ويژه قرار داده شدهاند. «همينگوي و گلهورن» فيليپ كافمن، قسمت سوم انيميشن «ماداگاسكار»، «من و تو» برناردو برتولوچي و «آلوده كردن بهشت» فاتح آكين نمونههايي از اين فيلمها هستند. فيلم اختتاميه هم آخرين فيلم فيلمساز كهنهكار فرانسوي، كلود ميلر، است كه همين امسال به ديار باقي شتافته است. اسم فيلم «Therese Desqueyroux» است و نقش اصلياش را آدري توتو (همان اَملي معروف) بازي ميكند.
مهمانهاي ويژه امسال رابرت دنيرو، رومن پولانسكي و اگنس واردا هستند و در طول جشن 12 روزه امسال، فيلمهايي كلاسيك و افسانهاي نمايش داده ميشود. فيلمهايي مثل «روزي روزگاري در آمريكا» (سرجو لئونه)، «حلقه» (آلفرد هيچكاك) و «آروارهها» (استيون اسپيلبرگ) با كيفيت بهتر و اصلاحشده براي اولين بار در كن روي پرده ميروند تا عيش نوستالژيبازها كامل شود. با همت بنيان «مارتين اسكورسيزي» 25 دقيقه فيلم بيرونمانده به شاهكار لئونه اضافه شده تا لذت تماشاي «روزي…» دوچندان شود. اگر اين حاشيهها را كنار هم بگذاريم كاملا مشخص ميشود كه سينما براي كنيها و كنروها يك مساله جدي است. آن قدر كه تمام مسافرخانهها و هتلها در زمان برگزاري جشنواره – با اينكه قيمتشان چند برابر حالت عادي است – كيپ تا كيپ پر هستند. سينهچاكها و عشق فيلمها و البته منتقدان و سينماگران هر سال كلي راه را ميكوبند و به كن ميآيند تا بشود كن را يك جور برآيند از سينماي سال بعد در نظر گرفت.
اين همه قصه نيست و كن هم مثل اسكار سوتيهاي بزرگي در جايزه دادن يا ندادن به فيلمها دارد كه آخرينش تحويل نگرفتن شاهكار برادران كوئن، «جايي براي پيرمردها نيست»، و دادن جايزه به كريستين مونگيو رومانيايي است. اتفاقا آن سال اسكاريها با دادن جايزههاي اصلي به فيلم كوئنها از خجالتش درآمدند. به هر حال اينها استثناها و اشتباهها هستند و كن به هر حال كن است و فيلم خوب هميشه ميتواند خودش را بالا بكشد و ديده شود. فيلم بد يا متوسط هم، هرچهقدر هم كه جايزه بگيرد، در گذر زمان حتما عيارش معلوم خواهد شد. اين يكي از آن موردهايي است كه دير و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.
معرفي بعضي از فيلمهاي مهم كن 2012

زنگار و استخوان (ژاك اوديار)
ژاك اوديار يكي از چشم و چراغهاي سينماي معاصر فرانسه است. او در خانوادهاي هنرمند رشد كرده و پدرش در فرانسه فيلمساز بوده است. خود ژاك هم تا به حال شش فيلم بلند سينمايي ساخته كه بجز اولي، هر يكي چندتايي جايزه معتبر بينالمللي دشت كردهاند. روند جايزه بردن اوديار درست مثل فرهادي خودمان است. او فيلم به فيلم موفقتر بوده و با فيلم ماقبل آخرش، «يك پيامبر»، كه در ايران هم هواداران زيادي پيدا كرده، جايزههاي مهمي مثل جايزه ويژه هيات داوران كن، بفتا و تقريبا همه جايزههاي سزار (همان اسكار فرانسوي) را در سال 2009 درو كرده است.
اوديار توانسته با شش فيلمش، سبك خاص فيلمسازياش و فضاي خشن فيلمهايش را تثبيت كند. فيلمهاي او خشونت بيپردهاي دارند. اوديار علاقه زيادي دارد تا با دوربين روي دست و نمايش جنبه خشن زندگي، فيلمهايش را طبيعي از كار دربياورد. خيلي از طرفدارانش او را سام پكينپاي سينماي فرانسه ميدانند. در فيلم جديد او ماريون كوتيار نقش اصلي را بازي ميكند.

عشق
ميشاييل هانكه دوباره برگشته تا احتمالا دوباره با فيلمش به شكل دلپذيري! آزارمان بدهد. فيلمهاي هانكه چالشبرانگيز هستند و همه چيز را زير سوال ميبرند. او كه انبوهي از جوايز معتبر جهاني را در كيسهاش دارد با فيلم قبلياش، «روبان سفيد» (2009)، هم كلي جايزه درو كرد (از جمله نخل طلا) و خيليها از اينكه اسكار را هم بهش ندادند تعجب كردند.
داستان «عشق» درباره زني ميانسال با بازي ايزابل هوپر و رابطه او با پدر و مادر سالخوردهاش است. آنها در تلاش هستند تا با سكته اخير مادر خانواده كنار بيايند. اسم فيلم به احتمال زياد از آن مدل معكوس است و هانكه ميخواهد اين بار با نشان دادن صحنههايي تكاندهنده عشق را زير سوال ببرد. اپراخوان انگليسي، ويليام شيمل، كه با «كپي برابر اصل» كيارستمي خودمان بازيگر شد هم در اين فيلم يكي از نقشهاي مهم را بازي ميكند.

در جاده
«ايستگاه مركزي» (1998) والتر سالس گلدن گلوب برد و در اسكار هم دو نامزدي به دست آورد. اما همان طور كه از اسم فيلم هم معلوم است، سالس دوباره فيلمي به سبك موفقترين فيلمش، «خاطرات موتوسيكلت»، ساخته كه به يكي از سفرهاي دوران جواني چه گوارا ميپرداخت و اسكار موسيقي را هم به دست آورد. فيلمهاي جادهاي در تاريخ سينما قدمت و محبوبيت زيادي دارند و در آنها معمولا شخصيت اصلي حين سفر فيزيكي، به سفر دروني هم ميپردازد و ديد تازهاي نسبت به خودش و دنيا پيدا ميكند.
«در جاده» بعد از تجربه شكستخورده «آب سياه» دومين فيلم انگليسيزبان سالس است. نقشهاي اصلي را دو بازيگر تقريبا ناشناس بازي ميكنند اما نقش «بعد زنانه» اين اديسه مردانه را كريستن استوارت بازي ميكند كه با مجموعه فيلمهاي «گرگوميش» يكشبه به محبوبالقلوب تبديل شده است. استيو بوشمي كهنهكار و ويگو مورتنسن گزيدهكار هم در فيلم بازي دارند.

Killing Them Softly
اندرو دومينيك تا به حال سه فيلم بيشتر نساخته اما با همان دومي، «قتل جسي جيمز به دست رابرت فورد بزدل» در سال 2007، اعتبار زيادي به دست آورد. او وسترني كاملا متفاوت ساخت؛ طوري كه در طول 160 دقيقه فيلم چندتا تير كوچولو! بيشتر شليك نشد و تمام فيلم بر اساس شخصيتپردازي و روانشناسي پيش رفت. براد پيت كه با دستمزد خيليخيلي كم در آن فيلم بازي كرده بود و به خاطرش كلي جايزه و نامزدي هم به دست آورد، در فيلم جديد هم نقش اصلي را دارد.
فيلمنامه بر اساس نوول سياه «تجارت كوگان» نوشته جرج وي. هيجينز نوشته شده. داستان درباره يك پليس حرفهاي است كه دارد درباره يك سرقت كه حين يك بازي پوكر كه از طرف مافيا محافظت ميشود، انجام شده و شكستخورده تحقيق ميكند. بازيگرهاي كاركشتهاي مثل ري ليوتا، جيمز گاندولفيني، ريچارد جنكينز و سام شپارد نقشهاي ديگر فيلم را بازي ميكنند. اين فيلم را نسخه جدي «يازده يار اوشن» توصيف كردهاند.
كازموپليس: فيلم جديد ديويد كراننبرگ هميشه محبوب كن، از نوولي به همين نام نوشته دان دِليلو اقتباس شده است. رابرت پاتينسن كه بعد از محبوبيت عظيمي كه با مجموعه «گرگوميش» به دست آورد دارد تلاش ميكند در فيلمهاي جدي و مهم بازي كند، و تا به حال چندان موفق نبوده، بازيگر اصلي فيلم است.
مثل يك عاشق: اين دومين فيلم داستاني عباس كيارستمي است كه در خارج از ايران ساخته شده است. ظاهرا موضوع فيلم طوري است كه امكان ساخته شدنش در داخل كشور نبوده است. همه بازيگران «مثل يك عاشق» ژاپني هستند و اصلا زبان فيلم ژاپني است.
سهم فرشتهها: كن هميشه به كن لوچ بريتانيايي وفادار بوده و امسال هم كمدي جديد او در بخش مسابقه است. فيلمنامهنويس اين فيلم همكار قديمي لوچ، پل لاوِرتي، است. در «سهم فرشتهها» چند آدم با قانون مشكلات ريزودرشتي پيدا ميكنند. احتمالا فيلم لوچ باعث لحظههاي مفرحي در كن خواهد شد.
هنوز هيچي نديدهايد: آلن رنه و فيلمهايش به نوستالژي فرانسويها و كنروها تبديل شده است. رنه 89 ساله از بازماندگان نسل موج نو سينماست كه با فيلم جديدش در بخش مسابقه حضور دارد. داستان درباره چند بازيگر است كه در خانه يك نمايشنامهنويس تازه فوتكرده جمع ميشوند تا وصيتنامهاش خوانده شود.
لجن: جف نيكولز كه پارسال با «پناه بگير» در ساندنس و بخش نگاه ويژه همين كن خوش درخشيد، امسال براي اولين بار در بخش مسابقه حضور دارد. داستان درباره يك فراري در ميسيسيپي است كه آدم را به ياد «هاكلبري فين» مياندازد. متيو مككانهي و ريز ويترسپون در فيلم بازي دارند.
پسر روزنامهپخشكن: لي دانيلز كه در سال 2009 با «پرشس» كلي جايزه – از جمله اسكار فيلمنامه – را درو كرد، با اين فيلم كه ستارههاي معروف هاليوودي در آن بازي ميكنند، به كن آمده. نيكول كيدمن، زك افرون، جان كيوزاك و متيو مككانهي (بله؛ او دو فيلم در كن امسال دارد) در فيلم جديد دانيلز بازي ميكنند.
بيقانون: جان هيلكات را با فيلمي كه از روي نوول معتبر «جاده» نوشته كورمك مككارتي ساخته و وسترن «پيشنهاد» ميشناسند. او با درام جنايي «بيقانون» به كن امسال آمده. تام هاردي و شيا لابوف با اين فيلم اولين حضورشان در بخش مسابقه كن را تجربه ميكنند.
Moonrise Kingdom: امسال دومين سال پشتسرهم است كه فيلم افتتاحيه كن يك كمدي است. وس آندرسن آمريكايي كه فيلمهايش كمتر در جشنوارهها ديده شده، با اين كمدي كه در دهه 60 ميلادي ميگذرد و لشكري از ستارهها در آن بازي ميكنند، كن را افتتاح ميكند. «راشمور»، «تننبامهاي باشكوه» و «آقاي فاكس شگفتانگيز» موفقترين فيلمهاي آندرسن هستند.
آن سوي تپهها: كريستين مونگيو رومانيايي كه با «چهار ماه، سه هفته و دو روز» نخل طلاي 2007 را به خانه برد و منتقدها فيلمش را روي سرشان گذاشتند، امسال هم در بخش اصلي هست. فيلم يك راوي دارد كه زندگي دو زن جوان كه در يك صومعه ارتدوكس ساكن هستند را دنبال ميكند.
واقعيت: ماتئو گارونه كه در سال 2008 با فيلم تلخ «گومورا» جايزه بزرگ هيات داوران كن را به دست آورد، با يك كمدي سياه بازگشته است. قصه فيلم درباره ماهيفروشي است كه در يك شو تلويزيوني غرق ميشود و تمام زندگياش را زير و رو ميكند.
اين مطلب در شماره 357 هفته نامه همشهري جوان منتشر شده است.